سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
695
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
2 - كامل الزيارات : حضرت امام صادق عليه السّلام ، فرمود : حسين بن علي عليه السّلام روزى در دامان رسول خدا صلَّى الله عليه وآله بود حضرت با أو بازى مىكرد وأو را مىخنداند عايشه عرض كرد : يا رسول الله چه قدر از اين بچه خوشت مىآيد ؟ فرمودند : واي بر تو چگونه أو را دوست ندارم واز أو خوشم نيايد وأو ميوه دل من ، وروشنى چشم من است ، آگاه باش امّت من أو را خواهند كشت ، هر كس أو را بعد از شهادتش زيارة كند ، خدا برايش حجى از حجهاى مرا مىنويسد ، عرض كرد : يا رسول الله يك حج از حجهاى ترا فرمود : بلى ودو حج از حجهاى مرا ، عرض كرد : يا رسول الله دو حج از حجهاى شما را ؟ فرمود : بلى وچهار حج از حجهاى مرا ، مدام عايشه فكر مىكرد اين ثواب زياد است . حضرت زياد مىكرد ودو برابر مىفرمود تا به نود حج از حجهاى رسول خدا رسيد با عمرههاى آنها . 3 - عيون أخبار الرضا : ماجيلويه ، از على ، از پدرش ، از ريّان بن شبيب روايت كرده كه گفت : روز اوّل محرم ، به خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيدم ، به من فرمود : آيا روزه گرفته اى ؟ عرض كردم : نه ، فرمود : امروز روزى است كه زكريا خدايش را خواند وگفت : « رب هب لي من لدنك ذرية طيبة انك سميع الدعاء » خدايا برايم ذريه اى پاك از نزدت ببخشاى كه تو شنونده دعايى ، وخدا مستجاب كرد ودستور به ملائكة داد وآنها حضرت زكريا را صدا زدند « وهو قائم يصلى في المحراب ان الله يبشرك بيحيى » در حالي كه أو در محراب نماز مىخواند « خدا ترا به يحيى مژده مىدهد » . هر كس در اين روز ، روزه بگيرد ودعا كند خدا دعايش را مستجاب مىكند ، چنان كه دعاى زكريا را مستجاب كرد . سپس فرمود : اى فرزند شبيب ، محرم همان ما هي است كه مردم زمان جاهليت در گذشته ظلم كردن وجنگيدن در آن را با حرمتي كه براي آن قائل بودند حرام مىدانستند ، اين أمت حرمت ماه ، وحرمت پيامبرشان صلوات الله عليه وآله را نشناختند ، در اين ماه فرزندان أو را به شهادت رساندند وزنانشان را أسير گرفتند وخيمه وأموال ايشان را غارت كردند خدا هرگز ايشان را نيامرزد ، اى فرزند شبيب ، اگر به چيزى گريه مىكنى به حسين بن علي عليه السّلام ، گريه كن ، زيرا أو را سر بريدند همچنان كه گوسفند ذبح مىشود ، وبا أو از أهل بيتش هيجده مرد را كشتند كه در روى زمين نظير نداشتند ، آسمانها وزمينها در شهادتش گريه كردند ، چهار هزار فرشته جهت يارى أو به روى زمين فرود آمدند وديدند به شهادت رسيده است ، ايشان تا روز قيام قائم عليه السّلام پريشان وغبار آلود ، نزد قبر أو هستند ، واز ياران آن حضرت خواهند بود وشعار ايشان « يا لثارات الحسين » است . اى فرزند شبيب ، پدرم ، از پدرش از جدش عليهم السّلام روايت كرد :